خانه وبلاگ
تماس با نویسنده
نویسنده وبلاگ
رضا عرب پور
آرشیو وبلاگ
امرداد ۸۸
فروردین ۸۸
تیر ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
دی ۸٦
تیر ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
آذر ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
لینک دوستان
نیایش پاک
نیایش پاک
ابراهیم
این شعر خواندنی این عشق ماندنی
ستاره مشرقی
کویر
ترنم مردی که عاشق شده است
سمیه
ستایش پاک
زردتشت
شهر شیراز
آتـشکده
سرود زردتشت
شهرستان
پیکر فرهاد
پسر جهنمی
راديو زمانه
فائزه
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
لینکدونی
دوست یابی سالم
خرید اینترنتی
طراحی وب
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
سلام بالاخره مطلبی پیدا کردم که بنویسیم سومین جشنواره شاهوار با همه خوبی و بدیهاش تمام شد و طبق همه جشنواره ها عده ای جایزه به دست و عده ای دیگر مغموم از سالن بیرون امدن نفس جشنواره به نوع خود بد نیست اما داشتن یک هدف مشخص یا اگر قرار است که موضوعها به صورت آزاد ارائه شود لااقل ترکیبی از داوران تشکیل شود که به قول معروف نه سیخ بسوزد نه کباب انتخاب هیئت داوری خود حدیثی است که از زمان شکل گیری همیشه موضوع تنش دار در مراسم و بعد از مراسم بوده اینکه حوزه هنری دارای روابط خوبی با افراد رده بالا از لحاظ دانش داستان نویسی یا شعر گویی هستن هیچ جای شبه های وجود ندارد ولی اینکه چرا زمانی از کسانی استفاده میشود که دارای اسم ورسم نیستن جای بحث دارد یا دستمزد این آدمها بالاست یا ..... جشنواره شاهوار چیزی شبیه جشنواره تئاتر جوان سوره بود که تا زمانی که به اوج رسید زمان زیادی را طی کرد کاش در این زمان که عصر ارتباطات و اینترنت هست بااستفاده از این فن آوری و تخصیص اعتبار به آن جشنواره را از حالت استانی خارج و به آن را به منطقه وسیع تری گسترش بدهیم تعدا شاعران ونویسندگان ما در استان محدود هستن شاید خیلی که خوشبینانه نگاه کنیم هر سال یک یا دو نفر به این جمع اضافه شوند به این لحاظ ما آثار تکرای از لحاظ محتوایی یا نگارشی را میشنویم که باعث تکدر خاطره میشود این را هم نباید از یاد ببریم که نویسندگان ما آنقدر اهل مطالعه و کاوش نیستن و این خود آفتی است که احتیاج به فکر کردن دارد
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸۸ - رضا عرب پور
سلام امسال هم عید تحویل شد مثل خیلی از عید های که آمدند ورفتند اما در این سالها ما خیلی از دوستان را ندیدین ویا اگر هم دیدیم از هم گلایه کردیم و بهانه اوردیم که چرا به همدیگه سر نمی زنیم بگذریم از این دوستان خیلیهایشانتحمل ماندن نداشتند ورفتند و هیچ یادی از انها نشد نمی خواهم تصور کنید آدم نهیلیستی هستم ابدا من از اون دسته آدمهاییم که به زندگی بسیار امیدوارم اما گاهی دلم برای آنها تنگ میشود و بد جوری دوست دارم برم بشینم بالای مزارشون و براشون حرف بزنم آخه..........میدنین از بین بچه های که رفتن دلم برای حسین عرب اسدی خیلی تنگ شده از اون دسته بچه های بود که زود آدم را شیفته خودش میکرد گرچه هر دفعه به خاطر شرایط کاریم از جلوی روستاشون رد میشم وفاتح های براش می خونم .نمی دونم ولی اگر کسی از بچه ها دوست داشت وقت خالی داره یه برنامه ریزی بکنیم بریم روستاشون چند دقیقه یا نمیدونم یک ساعت کمتر بیشتر بشینیم و بیایم .بهر حال سال نو همه شما مبارک باشه .
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ٥ فروردین ،۱۳۸۸ - رضا عرب پور
امروز هیچکس تنهایم را با خودش تقسیم نکرد.شاید نمی دانستند که کسی ممکن است امروزتنها بماند
یا اصلا ممکن است کسی .باورشان نمیشود یا اصلا ممکن است درهیاهوهای ندانستنشان آنقدر غرق بشوند که کسی نجات غریقشان نباشد یا کسی.
حالا آمدنشان هیچی ولی ماندنشان که میتوانست ازاین شاد تر باشد شاید آنها هم نمیدانستند که باید شاد بمانند در این همه ماندنی که به نظر هیچ بودش از پشت سنگلاخها که چقدر این کلمه را دوست داشتم معلوم و مشخص تر ازهر مشخصی بود یا کسی.
نمایشش آنقدر تهوع آور و لوس بود که بببیندههای حرفه ای شروع به فحاشی زیر لب کرده بودند و لعنت میفرستاند به همه کسانی که حماقت نفهم بودنشان ازسر ورویشان میبارید یا کسی.
نمیخواستم این قدر دور بیفتم که ممکن است من هم مثل همه آنهایی باشم که نمایششم زبانها را به جنبانئن وادار بکند یا مثل خیلیها یاکسی .
اصلا ولش کن همیشه روزهای تولدم اینقدر مسخره بوده است.
(نام:رضا نام خانودگی:عربپور ش ش:233 محل تولد :(نمیدانم بگویم متاسفانه یا ...شاهرود)تاریخ تولد:15/4/1349
پيام هاي ديگران () link شنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸٧ - رضا عرب پور
http://www.iiketab.com/ebook/adabiyat.htm
باسلام خوب این هم یک سایت خوب برای همه دوستان کتابخوان حالا باز هم بهانه بیاورید که کتاب خوب نداریم اگر نم خرید حداقل توی سایت دانلود کنید بعدا مطالعه بفرمایید
البته اگر از تلفن کردن ها و غیبتها کمی بکاهید
ممنونم
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٧ - رضا عرب پور
وارد شد و مستقیم به سمت کیوسک اطلاعات حرکت کرد،یک برگه از حرکت قطارها را به دست گرفت و وارد ایستگاه شد. روی نیمکت همیشگی نشست و شاخه ی گل رز را در کنارش گذاشت .
نگاهی به برگه دستش کرد و مداد را با آب دهانش خیس کرد.اولین قطار باید تا دو دقیقه دیگر میرسید.وآمد با همان صدای همیشگیشدوباره مداد را باآب دهانش خیس کرد،و یک علامت زد میداتست که امروز می آید یعنی باید می آمد .ترن بعدی درست راس ساعت وارد شد. و او دوباره با همان عادت همیشگی مداد را خیس کرد و علامت زد.آدمها از کنارش می گذشتند بعضی از سر کنجکاوی نگاهی می انداختند و بعضی بدون هیچ عکس العملی بی تفاوت رد می شدند.ترنی دیگر رسیده بود و علامتی دیگر در گوشه ای از صفحه نقش بست نگاهی به ساعت ایستگاه انداخت بلند شد ترن با صدای همیشگیش وارد شد کاغذ و برگه را روی صندلی گذاشت .به گل نگاهی انداختو نگاهی به کوپه ها کرد باید امروز میامد دیروز دیده بودش .امده بود خودش بود باید می رفت باید دنبالش میکرد . گرچه میدانست این گشتن خیلی مدت میبرد.به سمت ترن حرکت کرد ازکنار هم گذشتند دربها بسته شد و او از شیشه به بیرون نگاه کرد چشمانش تا انتهای ترن را دنبال کرد . کاغذ را برداشت وبا آب دهانش مداد را خیس کرد و اخرین ساعت را علامت زد.گل را برداشت کاغذ را مچاله کردو از ایستگاه خارج شد .
پيام هاي ديگران () link جمعه ٢ فروردین ،۱۳۸٧ - رضا عرب پور
گفتم قرار است از ایت هفته به بعد هر هفته یک پست جدید داشته باشم بیشترش هم داستان کوتاه است چون احساس میکنم که نیاز خودم به این قضیه بیشتر است به همین خاطر سعی میکنم که داستان بنویسم و نظر دوستان را هم بخواهم اگر لطف کنید مطالب را بخوانید و نظر بئهید ممنون میشوم اگر بد بود بنویسید اگر هم خوب بود نقاط قوتش را بگید ممنون میشم اگر فحش هم بنویسید (البته نه از نوع بدش ) باز هم ممنون میشم به انتظار دیدن همه شماها
ولی یک نکته اگر تعریف الکی کنید من فحش میدهم
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ۱۱ دی ،۱۳۸٦ - رضا عرب پور
سلام
شايد يكي از مضرات اينكه آدم كار داشته باشه اينه كه از دوستانش خيلي كم احوال ميگيره و حالشون رو مي پرسه نمي دونم چرا خيلي بي وفا شدم مي دونين يك تصميم عجيب غريب گرفتم فقط نمي دونم وقتي بخونين جيغ ميكشين يا نه چون من خودم وقتي خوابيده بودم و اين فكر به مخيله ام خطور كرد تا چند دقيقه گيج بود م حالا بهتون ميگم البته اين رو هم بگم كه من اصلا تصميم به اين عمل نداشتم اما نمي دونم چرا اين اتفاق داره ميفته فقط تند تند نخونين تا ببينم چه كاري مي خوام انجام بدم
من ميخواهم امسال ززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززنننننننننننننننننننننننننننننننننن بگيرم فهميدين ميخواهم زن بگيرم
براي خودم خيلي عجيب چون من يكي از اون ادمهايي هستم كه مخالف جنس زنم اين به گذشته ام برميگرده بگذريم خوب حال دوستان گلم چطوره حالا يك سئوال ولي مديونين اگر پستم رو بخونين و كامنت نذارين اگر عروسي دعوتتون كنم مياين يا نه ولي اگر سر كاري باشه واي به حالتون
ولي خودمونيم چه عروسي بشه واييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
پيام هاي ديگران () link جمعه ۱ تیر ،۱۳۸٦ - رضا عرب پور
سلام
شايد يكي از مضرات اينكه آدم كار داشته باشه اينه كه از دوستانش خيلي كم احوال ميگيره و حالشون رو مي پرسه نمي دونم چرا خيلي بي وفا شدم مي دونين يك تصميم عجيب غريب گرفتم فقط نمي دونم وقتي بخونين جيغ ميكشين يا نه چون من خودم وقتي خوابيده بودم و اين فكر به مخيله ام خطور كرد تا چند دقيقه گيج بود م حالا بهتون ميگم البته اين رو هم بگم كه من اصلا تصميم به اين عمل نداشتم اما نمي دونم چرا اين اتفاق داره ميفته فقط تند تند نخونين تا ببينم چه كاري مي خوام انجام بدم
من ميخواهم امسال ززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززنننننننننننننننننننننننننننننننننن بگيرم فهميدين ميخواهم زن بگيرم
براي خودم خيلي عجيب چون من يكي از اون ادمهايي هستم كه مخالف جنس زنم اين به گذشته ام برميگرده بگذريم خوب حال دوستان گلم چطوره حالا يك سئوال ولي مديونين اگر پستم رو بخونين و كامنت نذارين اگر عروسي دعوتتون كنم مياين يا نه ولي اگر سر كاري باشه واي به حالتون
ولي خودمونيم چه عروسي بشه واييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
پيام هاي ديگران () link جمعه ۱ تیر ،۱۳۸٦ - رضا عرب پور
سلام
سال نو به همه شما مبارک باشد شاید خیلی دیر به این فکر افتادم که به دوستانم تبریک بگم ولی خوب میگن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه هست اما نمی دنم شاید سال قبل برای خیلی از دوستان سال خوبی نبوده البته این درسته که حوادث خوب وبد بر ای همه در طول سال به وجود می اید ولی این تناسب که ممکنه کم یا زیاد یاشد بهر حال سعی کنید در این سال که حالا از نو شدنش چند روزی می گذرد اگر حادثه بدی هم برای شما به وجود امد با سعه صدر باخاش کنار بیاید وحخیلی زود به حافظه کوتاه مدت بسارید چرا فراموش کردن بهترین راه برای ادامه زندگی و امید داشتن به آیند هست سالی ر بار داشته باشید بخندید و یک توصیه زیاد کتاب بخوانید خیلی خوب
قربان همه شما دوستانت خوبم
و در ضمن یک عذر خواهی به دوستم نوید بابت همه کامنتهای که گذاشت و من جواب ندادم
پيام هاي ديگران () link شنبه ۱۱ فروردین ،۱۳۸٦ - رضا عرب پور